خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

106

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

ب - مركب از دو قضيهء متصله ، مانند اگر چنين است كه چون آفتاب طالع است ، روز موجود است ، پس چون آفتاب طالع نباشد ، شب موجود خواهد بود . ج - مركب از دو قضيهء منفصله ، مانند اگر جسم يا متحرك است يا ساكن ، پس انسان يا متحرك است يا ساكن . د - مقدم ، قضيهء حملى و تالى به صورت متصله ، مانند اگر انسان حيوان است ، پس هر گاه كه انسان موجود باشد ، حيوان موجود خواهد بود . ه - مقدم به صورت متصله و تالى به صورت قضيهء حملى ( عكس صورت فوق ) ، مانند اگر چنين است كه تا آفتاب طالع نباشد ، روز موجود نخواهد بود ، پس وجود آفتاب مستلزم وجود روز است . و - مقدم به صورت قضيهء حملى و تالى به صورت منفصله ، مانند اگر اين حرارت تب است ، پس حامل آن يا روح است يا خلط يا عضو . ز - مقدم به صورت منفصله و تالى به صورت قضيهء حملى ( عكس صورت فوق ) ، مانند اگر علت اين حرارت يا التهاب روح است يا عفونت خلط يا تشبث ( چنگ زدن ، درآويختن ) حرارتى غريب به اعضاى اصلى ، پس اين حرارت تب است . ح - مقدم به صورت متصله و تالى به صورت منفصله ، مانند اگر چنين است كه چون وتر زاويه بزرگ‌تر از دو ضلعش باشد ، زاويه منفرجه است ، پس اين زاويه يا قائمه است يا حادّه . ط - مقدم به صورت منفصله و تالى به صورت متصله ( عكس صورت فوق ) ، مانند اگر اين زاويه يا حاده است يا منفرجه ، پس چنين است كه چون وتر مساوى دو ضلع باشد ، زاويه قائمه است . قضيهء شرطى منفصل فقط داراى شش صورت است ، زيرا در قضاياى منفصله ، جدايى و تمايز مقدم و تالى به طبع نيست ، بنابراين اختلاف مقدم و تالى را عكس كردن و آن‌ها را به عنوان صور جداگانه ذكر نمودن ، مفيد نخواهد بود . اين شش صورت عبارتند از : الف - مقدم و تالى به صورت قضيهء حملى باشند ، مانند يا آفتاب طالع است يا شب موجود است .